|
مرکز مطالعاتی و پژوهشی تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی(تفتا) یا اباالغوث ادرکنی
| ||
|
|
دوستان عزیز بعد از اینکه چهار پست در مورد مدارس عصر ایلخانی نوشته شد، امروز پست پنجم و آخر در حوزه مدارس عصر ایلخانی حضور محترمتان نگاشته میشود.امید است مورد اقبالتان قرار گیرد. کرمان در دوره مورد بحث در دست خاندانی بود که به قراختاییان کرمان شهرت یافتند. آنها که همزمان با حمله مغول روی کار آمدند، روابط دوستانه و مطیعانه با مغولان برقرار کردند و در سایه این توافق توانستند سرزمین کرمان را از تعرض مغول در امان نگه دارند. از زمانی که قدرت ایلخانان در ایران تثبیت شد، هر یک از افراد خاندان قراختایی با حمایت صوری و فرمان ایلخانان به حکومتی رسیدند و البته این امر که بیشتر جنبه ظاهری و تشریفاتی داشت، در اواخر کار جنبه جدّی نیز یافت. قراختاییان تا عهد سلطان محمد اولجایتو بر کرمان مسلط بودند و برخی از آنان همچون محمدشاه و شاهجهان مستقیما از غازانخان فرمان حکومت دریافت داشتند. سرانجام چون شاهجهان از اداره کردن امور بازماند، اولجایتو او را عزل کرد (703ه.ق) و حکومت آنها پایان پذیرفت. از این پس کرمان به همراهی یزد به تدریج تحت سلطه آل مظفر قرار گرفت (109) که البته این سلطه با موافقت حکومت مرکزی ایلخانان انجام یافت. ادامه مطلب طبقه بندی: فرهنگ و تمدن اسلامی، یـزد از اواخـر عهد سلجوقی در تصرف اتابکانی درآمد که از جانب سلاطین این سلسله منصوب میشدند. سرانجام نیز خاندانی از همین اتابکان برای سالها یزد را در تصرف خود گرفت و حکومتی موروثی به وجود آورد. عزالدّین لنکر و فرزندانش مهمترین اتابکان این ناحیه بـودند. اتابکـان یزد در موقـع حمـله مغـول با قبـول سیـادت آنان توانستند حکومت خود را حفظ نمایند. از آن پس تقریبـا برای همیشـه حکـام و بزرگـان و سادات این سرزمین سعی در حفظ مناسبات دوستانه با ایلخانان داشتنـد و هرگـاه اشکـالی در این روابط به وجود میآمد فورا درصدد رفع آن برمیآمدند. بیشتر این اتابکان اقدام به ایجاد مدارس و جلب دانشمندان و طالبان علـم میکردنـد و آن را از مهمترین افتخارات و پشتوانههای خود میدانستند. اتابکان تا اواخر عصر ایلخانان (زمان اولجایتو) همچنان بر یزد حاکم بودند و در این زمان به علت اختلافات داخلی و بیتوجهی به امور سیاسی ـ اجتماعی ضعیف شدند. روابط آنان با حکومت ایلخانان نیز روبه سردی گذاشت. به این دلایل زمانی که آل مظفر با سابقه خوشخدمتی به ایلخانان سربرآوردند، دستگاه حکومت مغول آنها را بر اتابکان ترجیح دادند و سرانجام آل مظفر جای اتابکان را گرفتند. در سال 703ه.ق اولجایتو شرفالدین مظفر را که مورد عنایت غازانخان هم قرار گرفته بود، تربیت در شأن او زیادت فرمود و در یک لحظه رخصت نمیداد که از او جدا شود. ادامه مطلب طبقه بندی: فرهنگ و تمدن اسلامی، اصفهان شهری قدیمی است که در دوره اسلامی ـ بخصوص از عهد ملکشاه سلجوقی ـ با انتخاب شدن آن به پایتختی اهمیت و رونق بسیاری یافت و از شهرهای مهم تشیـع محسـوب میشد. این شهـر از نظـر فرهنگـی و تمدنی نیز مرکزیت خاص داشت. قزوینی در اوایل قرن هفتـم درباره آن مـینویسد: «دانشمنـدان و فقیهـان و ادیبان و شاعـران و منجمـان و طبیبـان که اکنون در اصفهاناند یا در اصفهان بودهانـد، از مشاهیـر جهانانـد» (50) اما از قرن هفتـم تا نیمه قرن هشتم که دوره مورد بحث ماست، این شهـر ماننـد قبل نبـود و ضعف و پریشانی بر آن مستولی شـد. قبـل از آمـدن مغولها به علت نفاق و درگیـری فرقـهای و سیاسی، کشت و کشتار و ویرانیهای زیادی به بار آمد.این کشمکش که میان شافعیان و حنفیان ـ در زمینه مذهبی ـ و میان دو خانواده آل خجند و آل صاعد ـ در زمینه سیاسی ـ وجود داشت، «شهر اصفهان را به ویرانی سوق میداد. مدارس خراب شدند و کتابخانهها سوختند.»(51) همین وضع سبب شد تا مغولها به راحتی بر شهر مسلط شوند و با استفاده کردن از این اختلافات دست به قتل و غارت بزنند. ادامه مطلب طبقه بندی: فرهنگ و تمدن اسلامی، سرزمین فارس در جریان حمله مغول و پس از آن مورد تعرض مستقیم یا گستردهای قرار نگرفت. علت این بود که اتابکان حاکم بر آن و آل شبانکاره از در اطاعت مغولها درآمدند. چنانکه مشهور و مشهود است یکی از نکات مهم در مورد دولتهای اتابکی این است که علیرغم وجود نوعی تجزیه سیاسی و احیانا جنگ قدرت، وضع فرهنگی و اجتماعی در قلمرو آنها تا حد زیادی مساعد بوده است. اهمیت تاریخی اتابکان نیز بیشتر مدیون همین جنبه است. گویا آنان دریافته بودند که برای تثبیت قدرت خود و رقابت با دیگران باید به امور اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی توجه خاصی مبذول داشت. در زمان هجوم مغول نیز آنها راه واقعبینی و دوراندیشی در پیش گرفتند و با این تدبیر شرّ مهاجمین را از سر ولایات خود دور کردند. ابوبکر بن سعد اتابک ـ حاکم فارس ـ با سیاستی خردمندانه و روش کجدار و مریز و بصیرانه شیراز را از آتش خانمانبرانداز مغول برکنار داشت و آن را پناهگاه آن همه مردمانی کرد که از برابر تندباد هجوم این قوم رو به گریز نهاده بودند.(16) ادامه مطلب طبقه بندی: فرهنگ و تمدن اسلامی، سرزمین آذربایجان از جمله مناطقی بود که از قهر خانمانبرانداز مغولها در امان ماند و مورد عنایت ایلخانان قرار گرفت، مرکز فرماندهی و حکومت گردید و به سرنوشت ماوراءالنّهر یا خراسان در حمله مغولها دچار نشد. یاقوت حموی مینویسد که در سال 618 ه.ق مغولان به تبریز رسیدند، اما اهالی آن با دادن هدایایی صلح کردند و از دست آنها نجات یافتند (3) مناطق غربی و از جمله آذربایجان، آخرین محل پیشروی مغولها بود و آنها به امید آنکه در آینده بتوانند فتوحات خود را از آنجا ادامه دهند، ترجیح میدادند که همانجا مستقر شوند. در کنار این اوضاع تقریبا مساعد، آذربایجان و نواحی اطراف آن تبدیل به یکی از مراکز تمدن و فرهنگ ایران در این عصر شد. رصدخانه مراغه، ربع رشیدی وشنب غازانی ـ به عنوان مهمترین رهاوردهای علمی، تمدنی زمان ـ نیز در این سرزمین قرار داشتند. در این بین مدارسی نیز فعال بودند که به معرفی آنها میپردازیم. ادامه مطلب طبقه بندی: فرهنگ و تمدن اسلامی، سلام دوستان عزیز آغاز سال 1391 زا بر شما تیریک می گویم و آرزوی توفیق و سلامتی در این سال را برای شما از خدواند منان مسئلت دارم.
رصدخانه مراغه: مؤسس رصدخانه مراغه، خواجه نصیرالدین طوسی است. اصل خاندان خواجه از جهرود ساوه است، ولی چون در طوس متولد شده به طوسی مشهور گردید. در همان جا نیز به کسب علم پرداخت و در علوم زمان خود سرآمد گشت. ناامنی اجتماعی ناشی از کشمکشهای دوره خوارزمشاهیان و حمله مغول، قلاع اسماعیلی را به محلی امن برای استقرار دانشمندان ایران تبدیل کرده بود. خواجه نصیرالدین نیز مدتی در قلعه قهستان، میمون دژ که متعلق به اسماعیلیان بود، ساکن گشت و به تحقیق در علوم اشتغال ورزید. او پس از غلبه هولاکو بر قلاع اسماعیلیان، به خدمت هولاکو درآمد. رصد خانه مراغه، اولین مرکز علمی و تحقیقی در دوره ایلخانان محسوب میشود که به خواست خواجه نصیرالدین طوسی و به دستور هولاکو که به ستارهشناسی علاقهمند بود، در سال656 هجری ساخته شد. خواجه نصیرالدین در مجتمع آموزشی رصدخانه مراغه دانشمندانی را از سرتاسر جهان اسلام جمع کرد که از حاصل کار آنان، مسلمانان سود جستند. از جمله آنان، مؤید الدین عروضی از دمشق، فخرالدین مراغی از موصل، فخرالدین اخلاطی از تفلیس و نجمالدین دبیر قزوینی بودند که در رصدخانه به آموزش و تحقیق پرداختند.خواجه نصیرالدین در این مرکز به تدریس و تعلیم افراد همت گماشت. در مجتمع علمی رصدخانه، علمای شیعی، سنّی و مسیحی به تعلیم و تعلم اشتغال داشتند. در زمان اباقا نزدیک به صد دانشمند در این رصد خانه تربیت شده بودند.شیخ جمالالدین حسن بن مطهر حلی و علامه قطب الدین شیرازی از تحصیل کردگان این مرکز و تربیت یافته خواجه نصیرالدین طوسی هستند. تهیه نقشه شکل کره زمین، تقسیمات ربع مسکون، طول و عرض بلاد، جزایر و دریاها، تهیه جداولی برای تعیین طول روز و ساعات در فصول چهارگانه از کارهای علمی این رصدخانه به شمار میرود. محصول علمی و تحقیقی دیگر این مرکز، تألیف و تهیه زیج ایلخانی است. زیج ایلخانی در زمان حیات خواجه نصیرالدین پایان نیافت، بلکه اصلاح و تکمیل آن به وسیله علامه قطب¬الدین شیرازی انجام گرفت. در ساختمان رصدخانه نیز از علم نجوم، ریاضی و فیزیک استفاده شده است. گنبد رصدخانه با اصول هندسی و ریاضی ساخته شده بود، به طوری که نور آفتاب ساطع از روزنه گنبد، ساعات روز را مشخص میکرد. کتابخانه مراغه شامل چهارصد هزار جلد کتاب در علوم مختلف و متداول زمان بود. ادامه مطلب اعتقادات هر قوم نقش اساسی و بنیادین در چگونگی و چرایی تعلیم و تربیت دارد. نیازهای اجتماعی و علایق هر قوم، مواد آموزشی خاصی را ایجاب میکند. مربیان نیز برخاسته از متن همان اجتماع، سعی در آموزش گروههای کودک و نوجوان و جوان در جهت رفع نیازهای جامعه خواهند داشت. اقوام مغول ابتدایی با توجه به نیازهای زندگیشان ربالنوعهای مختلف را میپرستیدند. ربالنوع جنگل، خورشید، کوهستان و آسمان در نزد آنان از اهمیت بسیاری برخوردار بود. چنگیز معتقد بود حکومت مغولان از طرف آسمان به او امر شده است و در جنگ با مارکیتها، کوه بورقان را نجات بخش و پیروزی دهنده خود به حساب میآورد. در رأس طبقات اجتماعی مغولان جنگلنشین، شمنها[شمن به جادوگر، پزشک، ساحر، موبد، کاهن و حکیم اطلاق می¬شد] قرار داشتند. آنها خود را در ارتباط با ارواح میدانستند و مدعی بودند در ایجاد طوفان و عوامل طبیعی میتوانند دخالت داشته باشند. مغولان هنگام جنگ، برای به زانو در آوردن دشمنان، از شمنها میخواستند تا با ایجاد برف و باران و طوفان موجب شکست دشمن شوند. مغولان در ارتباط با ایغوریان با آیین بودایی آشنا شدند. بزرگان آیین بودا، به ساحری و پیشگویی میپرداختند، به همین علت نزد سلاطین مغول حرمت و منزلتی داشتند و از آنان با واژه «بخشی» یاد میشد. بخشیان در دربار مغولان، نقش مربی فرزندان درباری و منشی سلاطین و فرزندان آنان را برعهده داشتند. لازمه پیشرفت نهاد تعلیم و تربیت هر قوم، دسترسی آنان به خط است. مغولان فاقد خط و کتابت بودند و حتی در مناسبات سیاسی، پیغامها را شفاهی میرساندند، ولی زبان شیوا و فصیح داشتند. ایلچیان مغول پیغامهای سلاطین را حفظ میکردند و به مقصد میرساندند. «و عادت مغول در قدیم الایام چنان بود که اکثر پیغامها به سخن مسجع، مصنوع و عبارات مغلق فرستادندی و بر زبان ایلچیان هم بر آن نمط پیغام داده بود». فصاحت و نیکویی کلام در نزد مغولان، امتیاز محسوب میشد و حتی در انتخاب خان نیز به فصاحت و طنین زیبای صدا و ادای جملات سرود گونه و شعر گونه رقبا، توجه میشده است. ادامه مطلب طبقه بندی: فرهنگ و تمدن اسلامی، نرمافزار «ویراستیار» افزونهای برای مایکروسافت وُرد است که برای استفادهٔ کاربران فارسیزبان طراحی شده است. از قابلیتهای ویراستیار میتوان به اصلاح خطاهای املایی، اشتباهات ویرایشی و نشانهگذاری، و نیز استانداردسازی متون فارسی اشاره کرد. فهرست کامل قابلیتهای ویراستیار را میتوانید در صفحهٔ قابلیتهای ویراستیار ببینید. ویراستیار بهصورت رایگان و متنباز عرضه میشود. آدرس سایت:www.virastyar.ir با سلام و احترام وبلاگ نویسی در عرصه تاریخ و تمدن ملل اسلامی بسیار جذاب بوده و در این روزها دانشجویان کارشناسی ارشد این رشته به این امر جذاب پرداخته و می پردازند. من نیز بعد از 27 ماه و 20روز کار در این عرصه با نام مستعار اینترنتی، تصمیم به معرفی خویش برای دوستانی که از این وبلاگ بازدید می نمایند، نمودم.امیدوارم دوستان عزیز از این موضوع استقبال گرمی نموده و همچون گذشته با نظرات سودمندشان یاری گر اینجانب در این عرصه باشند. یا علی مدد |
|
| [ طراح قالب : پیچک ] [ Weblog Themes By : Pichak.net ] | ||