تبلیغات
مطالعات تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی
مطالعات تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی
تفتا

چکیده

 تاریخ را تاریخ‏نگاری حفظ کرده و استمرار بخشیده است.اگر نبودند مورخان بزرگ و انگیزه‏های‏ سترگ،هرگز آن چه امروز به عنوان اندوخته‏های بشر در گذشته می‏شناسیم،در همیان زمان انباشته نشده و به‏دست ما نرسیده بود.اما بی‏شک نگارش تاریخ در اعصار مختلف،یکسان نبوده و افت و خیزهایی‏ داشته است؛دوره‏هایی را می‏بینیم که از این جهت،دست خالی‏اند و در عوض دوره‏هایی نیز عصر طلایی‏اند.

 تاریخ نگاری در عصر ایلخانان مغول رواجی چشم‏گیر یافت و به اوج خود رسید و پیامد آن،ثبت و ضبط بخشی مهم و تأثیرگذار از تکاپوهای بشری و الهام بخشی به مورخان بعدی بود.این مقاله،چهار مورد از انگیزه‏های چنین روند مثبتی را بررسی و تحلیل می‏کند و مهم‏ترین آثاری را که توسط مورخان عصر مغول به نگارش در آمده است برای آشنایی و بهره‏گیری خوانندگان به اختصار معرف می‏نماید.

 واژه‏های کلیدی:تاریخ نگاری،عصر مغول،رویدادهای مهم،دولت‏مردان فاضل،ایلخانان و منابع‏ تاریخی.

 

مهدی مستقیمی‏» نامه تاریخ پژوهان » بهار 1385 - شماره 5    

مقدمه

 انگیزه پردازش و اهمیّت نگارش این مقاله را می‏توانم در موارد زیر،خلاصه کنم:

 الف-چگونگی تأثیر حوادث مهم در تحولات اجتماعی و فرهنگی ایران؛

 ب-شناخت توان‏مندی‏های عنصر ایرانی در حفظ هویت فرهنگی خویش؛

 ج-نقد و بررسی اندیشه‏ها و دیدگاه‏های تاریخ‏نگاران عصر مغول.

 گرچه تهاجم مغولان ضربه جبران‏ناپذیری بر پیکر فرهنگ و تمدن ایرانی وارد ساخت و موجب ضعف و رکود در زمینه‏های علمی،ادبی و هنری شد،اما بی‏شک فن تاریخ‏نویسی را باید از این مقوله جدا نمود.در دوره مغولان،خاصه ایلخانان(نیمه قرن هفتم تا نیمه قرن‏ هشتم هجری)،فن تاریخ‏نگاری نه تنها از رونق نیفتاد،بلکه رشد کرد و بالندگی یافت. پژوهشگران تاریخ و ادبیات همگی بر این نکته متفق‏اند که در هیچ دوره‏ای از ادوار تاریخ‏ ایران-البته پیش از دوره معاصر-تاریخ نویسی به این اندازه پیشرفت نکرده و آثاری به‏ عظمت و اهمیّت کتاب‏های تاریخ روزگار ایلخانان به‏وجود نیامده است.(1) محقّق پر تلاش‏ مرحوم محمد قزوینی در مقدمه تاریخ جهانگشای در این خصوص می‏نویسد:

 

در میان آن کش مکش‏ها و تلاطم امواج فتنه‏ها یکی از ممالکی که از همه بیشتر در معرض تاخت و تاز و قتل و غارت این وحشیان واقع گردید،وطن ما ایران بود که‏ توفان عالم‏گیر مغول طول و عرض بلاد آن را زیر و زبر نمود...مراکز علم و ادب به‏ کلی خراب شد و...علم و ادب در این سرزمین در عهد ایشان به منتها درجه انحطاط ...رسید...با وجود این،غریب این است که یک شعبه مخصوصی از ادبیات،یعنی‏ فن تاریخ در عهد مغول رواجی تمام گرفت و ترقی عظیم نمود و کتب نفیسه از بهترین کتب تاریخی که تاکنون به زبان پارسی نوشته شده است،در آن تألیف شد.(2)

 ادوارد برون،شرق شناس انگلیسی نیز در مقدمه تاریخ گزیده،چاپ لندن،عبارت‏هایی‏ نزدیک به نوشته مرحوم قزوینی دارد که تأییدی است بر آن چه ذکر شد.(3)

 بی‏شک،رشد و بالندگی تاریخ نویسی در دوره غم‏بار مغول،دلایل و انگیزه‏های مهمی‏ دارد که باید بررسی و تحلیل شود.هرچند این نوشتار،نخستین جستار در این زمینه نیست، اما روندی که پیموده است قطعا آن را از نوشته‏های دیگر متمایز خواهد ساخت.با توجه به‏ تحولات سیاسی-اجتماعی و فرهنگی که هم زمان با تهاجم مغولان به‏وجود آمد،می‏توان

 انگیزه‏های گسترش تاریخ‏نگاری را در این عهد با عوامل ذیل پیوند داد:

 1.وقوع رویدادهای مهم

 دست‏مایه مورخان برای نگارش تاریخ،رویدادهای مهم جامعه است.تاریخ‏نگاری با تکاپوهای سیاسی-اجتماعی و فرهنگی جامعه رابطه‏ای مستقیم دارد.در ادواری که جامعه‏ افت و خیزی نداشته و حادثه مهمی رخ نداده،قطعا برای نوشتن تاریخ نیز انگیزه‏ای قوی‏ نبوده است،به‏ویژه اگر در نظر داشته باشیم که مورخان بیشتر به تاریخ سیاسی و شرح‏ فعالیت‏های حاکمان توجه داشته‏اند تا به زندگی مردم.آثار مکتوب تاریخی این ادوار از نظر تعداد،محدود و از نظر محتوا کم ارزش است،اما در روزگارانی که حجم رویدادها زیاد و فراز و فرودهای جامعه گسترده بوده،بالندگی تاریخ نگاری هم هویداست.

برای شماهده ادامه مقاله به لینک زیر مراجعه کنید

http://www.noormags.com/view/fa/articlepage/216086




طبقه بندی: فرهنگ و تمدن اسلامی،
ارسال در تاریخ یکشنبه 1391/10/24 توسط حامد محمدی

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ