تبلیغات
مطالعات تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی
مطالعات تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی
تفتا

پذیرفتن وزارت و دیگر مناصب دولتی حکومت ایلخانان مغول توسط مسلمانان، آن هم عالمان و دانشمندان مسلمان، نه تنها فقط برای شرکت در امر سیاست نبود، بلکه بیشتر برای نصرت و مساعدت در امر دیانت بود. شخصیت‌های بزرگی مانند خواجه نصیرالدین‌ طوسی، ابن علقمی، سیف‌الدین بیتکچی، عطاملک جوینی، و شمس‌الدین جوینی نهاد وزارت در دستگاه سیاسی مغولان را ابزاری کارساز برای حمایت و محافظت از جان و مال، آبرو و اعتقاد مسلمانان می‌دانستند و الحق نیز از این ابزار به بهترین وجه سود جستند و توانستند حکومت مغولان را به حکومتی اسلامی، و این تهدید بزرگ و خانمان‌سوز را به یک فرصت تاریخی تبدیل کنند.

 در مقالۀ ذیل سهم دینی و مذهبی وزیران مسلمان حکومت ایلخانی بحث و بررسی شده است.

تهاجم و حاکمیت مغول‌ها دوران جدیدی را در تاریخ ایران آغاز کرد که به سبب نامسلمانی قوم غالب در بخشی از این دوران و رویکرد خاص آنها به جامعه و حکومت، شایان توجه است. حاکمیت مغول‌ها بر جامعۀ مسلمان ایرانی واقعۀ جدیدی بود که تلاش‌های خاصی را برای مقابله با آنها می‌طلبید. بخش مهمی از این تلاش‌ها را وزرا در عصر نامسلمانی ایلخانان انجام دادند و اقدامات آنها در تعدیل رویکردهای عقیدتی و دینی مغول‌ها تأثیر مهمی بر جای گذاشت. البته در این بین مدارای دینی مغول‌ها نیز سهم بسزایی داشت.

 انتخاب سیف‌الدین بیتکچی شیعه‌مذهب به سمت وزارت، ضمن نشان دادن مدارای دینی مهاجمان مغول، از موقعیت نسبی شیعیان امامی در قرن هفتم هجری حکایت می‌کند. بیتکچی، در ماجرای فتح بغداد، در عفو عمومی شیعیان و جلوگیری از کشتار ایشان سهم بسزایی داشت و اشتراک مساعی او با خواجه نصیرالدین طوسی و ابن علقمی در این زمینه مؤثر افتاد. خاندان جوینی و به‌ویژه خواجه شمس‌الدین جوینی، که مدت‌ها پیش از ورود هولاکو، در دستگاه مغول‌ها نفوذ لازم را داشتند، به دنبال سقوط پایگاه‌های اسماعیلی و نابودی نهاد خلافت، در پرتوی نوعی واقع‌گرایی با دستگاه ایلخانان همکاری کردند و طبیعی بود که بهره‌گیری از دین را به منظور مهار رفتار مغول‌ها، و استفاده از مذهب را برای حذف رقیبان به کار گیرند. سعدالدوله یهودی، وزیر ارغون، نیز ضمن اینکه از حکام نواحی خواست که عدل و انصاف را پیشه سازند و برای جلب قلوب مردم به انجام دادن کارهای خیر روی آورند و دعاوی را در محاکم شرع و طبق قوانین آن فیصله دهند، پس از تثبیت جایگاه خود، کوشید از وضعیت پیش‌آمده به نفع دین بهره‌برداری کند. بااین‌حال روی کار آمدن صدرالدین خالدی زنجانی در زمان گیخاتو، اوضاع را به نفع مسلمانان تغییر داد. صدرالدین زنجانی با علمای مسلمان به مهربانی رفتار کرد و از آنان دلجویی نمود و نیروی سابق را به مسلمانان بازگردانید. سلسله تلاش‌های وزرای مسلمان در عهد نامسلمانی ایلخانان بدان حد بود که احیای هویت ایرانی و اسلامی در عصر مسلمانی ایلخانان را می‌توان پیامد عملکرد آنها قلمداد نمود. بررسی کارکردهای دینی نهاد وزارت به منظور برتری بخشیدن به فرهنگ اسلامی و مهار رفتار مغول‌ها موضوعی است که در این مقاله مدنظر قرار گرفته است.

 کارکرد اعتقادی نهاد وزارت

 در جامعۀ ایران دوران اسلامی، دین نه به عنوان یک نهاد، بلکه فراتر از آن، جایگاه ساختاری داشته و کارکردهای دینی در نوع رابطۀ مردم و حکومت تأثیر بسزایی بر جای گذاشته است. حاکمان جامعۀ اسلامی ایران، در مفهومی نظری نیز رهبر دینی و دنیوی قلمداد می‌شدند و ماهیت اسلامی حکومت‌ها از شرایط ضروری مشروعیت آنها به حساب می‌آمد. حاکمیت مغول‌ها از این حیث، رویدادی نامیمون بود که با تمامی مدارای دینی این قوم پذیرفتنی نبود و رعایای مسلمان رها کردن دین اسلام و بی‌توجهی به دستورات آن را از سوی حکومت‌ها جوری بزرگ تلقی می‌کردند. با همۀ اینها، نظر به جایگاه مهم دولتمردان ایرانی و در رأس آنها وزیران مسلمان در دستگاه ایلخانان، طبیعی بود که از هیچ تلاشی در جهت اعادۀ جایگاه سیاسی اسلام دریغ نشود و مهم‌تر از آن مهار رفتار مغول‌ها نیز در امور دینی مورد نظر قرار گیرد. ایلخانان، نابودکنندگان دو پایگاه مهم اسماعیلیان و خلافت سنّی، نشان دادند که به هیچ یک از فرق اسلامی گرایش خاصی ندارند، امّا تشیع امامیه، با بهره‌گیری از مدارای سیاسی خویش و همین طور اغماض دینی مغول‌ها، مجال رشد پیدا کرد و از ابتدای آمدن هولاکو، حضور فعال خویش را در عرصه‌های مختلف نشان داد. رسیدن سیف‌الدین بیتکچی شیعه‌مذهب به منصب وزارت هولاکو، ضمن اینکه مدارای دینی مهاجمان مغولی و نوعی نزدیکی آنها به تشیع را از همان بدو ورود هولاکو، در خود دارد، نشان‌دهندۀ موقعیت نسبی شیعیان امامی در قرن هفتم هجری است. همان‌طورکه گفته شد، او در زمان فتح بغداد، در عفو عمومی شیعیان و ممانعت از کشتار ایشان نیز اقدامات مؤثری انجام داد. در کنار فعالیت بزرگان امامیه در دستگاه ایلخانان، خاندان جوینی سنّی‌مذهب نیز (با نوعی مدارای سیاسی) در دستگاه مغول‌ها بودند و با بیش از دو دهه فعالیت مستمر در خدمت آنها، کوشیدند دین اسلام را احیا و مغول‌ها را مسلمان کنند.[۱] روشن کردن دیدگاه خاندان جوینی سنّی‌مذهب نسبت به مغولان نامسلمان در پرده‌ای از ابهام قرار داد، اما می‌توان گفت که ایشان نسبت به مغول‌هایی که پایگاه معنوی دنیای سنّت را نابود کرده بودند نظر خوشی نداشتند و فقط از روی اجبار و برای احیای فرهنگ ایرانی ــ اسلامی به خدمت برای مغول‌ها مشغول بودند و پشتیبانی از اندیشمندان، هنرمندان و ادبا و به‌طورکلی رعایای مسلمان را وظیفۀ خویش می‌دانستند. اثر ارزندۀ جهانگشا تنها اثری است که بیشترین اطلاعات را دربارۀ نوع نگاه خاندان جوینی به مغول‌ها در خود دارد، اما مطالب وی نیز در این زمینه روشن نیست و دیدگاه این خاندان (در جایگاه نمایندگان دنیای سنّت) را نسبت به مغول‌ها در پرده‌ای از ابهام قرار می‌دهد. عطاملک جوینی، که در همه حال حاضر و ناظر امور بود، در دو واقعۀ عمدۀ آن زمان، یعنی براندازی دستگاه اسماعیلیان و خلافت عباسی، حضور داشت. وی در تسخیر قلاع اسماعیلیه، کتابخانۀ معروف و معظم و آلات و ادوات نجومی و هنری آنها را تا حد ممکن از پراکندگی و نابودی نجات داد، اما هیچ‌گاه دشمنی خویش را نسبت به اسماعیلیه کتمان نکرد، و بر اساس مطالب کتابش، بیش از هر کس دیگری از نابودیشان اظهار شادمانی کرده است.[۲] جوینی در قسمتی که نابودی اسماعیلیه را شرح داده، آن را پیروزی بزرگ برای اسلام و مسلمانان سنّی دانسته، اما از تسخیر بغداد و قتل آخرین خلیفۀ عباسی به دست مغولان، که دو سال بعد از این رویداد اتفاق افتاد، مطلبی نیاورده است. وی، چون بیشتر زندگی خود را در خدمت مغولان و ربع قرن آخر آن را در مقام حاکم بغداد گذرانید، مجبور بود در نگارش تاریخ مغول‌ها، مطالب خود را تعدیل کند. البته این امری طبیعی بود و بی‌گمان از یک مستخدم حکومت مغول انتظار می‌رفت تا اندازه‌ای محتاط و محافظه‌کار باشد. او ویرانی به‌بارآمده توسط مغول‌ها را، به دلیل اعتقاداتش، مجازات خداوند برای گناهانی که مسلمانان مرتکب شده بودند قلمداد کرده و آن را مشیت الهی خوانده است.[۳] به نظر می‌رسد اشتراک مذهبی عطاملک سنّی‌مذهب با خلیفۀ عباسی سبب شده است او دربارۀ فتح بغداد سکوت کند، اما بعضی از مورخان، مشغلۀ کاری بسیار را دلیل سکوت او دانسته‌اند. دراین‌باره باید اشاره کرد که نگارش کتاب «تسلیه الاخوان» مدت‌ها پس از تألیف جهانگشا، خط بطلانی بر این عقیده است. او در جنگ بغداد نیز همراه هولاکو بود و خان مغول، یک سال پس از پیروزی، به دلیل شایستگی فراوان عطاملک در حلّ‌‌وفصل امور، حکومت بغداد و سراسر نواحی قبلی تحت تابعیت دستگاه خلافت در بین‌النهرین و قسمتی از خوزستان را به وی واگذار کرد.[۴]

 عطاملک در اعتبار بخشیدن به پایگاه‌‌های ایرانی ــ اسلامی کوشش فراوانی کرد. عمده‌ترین این پایگاه‌ها در ناحیۀ نجف بود. عطاملک، طی حکومت ربع قرنی خود، از هیچ کوششی برای رونق بخشیدن و آبادانی این شهر، و عظمت و اعتبار بخشیدن به آرامگاه امام علی(ع) دریغ نکرد. ابتدا دستور داد، نهری را از فرات منشعب سازند که انبار، کوفه و نجف را مشروب می‌کرد و منطقه‌ای وسیع را آباد می‌ساخت. در سال ۶۶۶ .ق نیز کاروا‌ن‌سرایی در نجف، در نزدیکی آرامگاه، بنا کرد تا زائران در آن ساکن شوند و برای آن موقوفاتی را مقرر کرد.[۵] در همین زمان، کمال‌الدین میثم بحرانی شرحی بر کتاب نهج‌البلاغه نوشت و این تألیف را به نام عطاملک کرد. احتمالاً علت توجّه خاص عطاملک به نجف اشرف، تلاش برای جلب قلوب شیعیان (نه تنها در عراق، بلکه در نواحی دیگر ایران) بوده است؛ زیرا شیعیان اقلیتی مهم و متنفذ بودند و پشتیبانی این گروه از خاندان جوینی می‌توانست کارساز باشد. تدوین شرح نهج‌البلاغۀ میثم بحرانی به نام عطاملک نمونه‌ای از این تدبیر است.[۶] عطاملک، شمس‌الضحی، یکی از همسران ابی‌العباس احمد، فرزند المستعصم ــ آخرین خلیفۀ عباسی ــ را، که از معرکۀ قتل عام بغداد جان سالم به در برده بود، به همسری گرفت.[۷] شرف‌الدین هارون، فرزند صاحب دیوان شمس‌الدین جوینی، نیز به بغداد آمد و دختر ابوالعباس احمد، یا بهتر گفته شود، نوۀ خلیفه المستعصم را به همسری گرفت.[۸] او، پس از ازدواج، در سال ۶۷۱ .ق به دعوت مدرسان مدرسۀ نظامیه، به آنجا رفت و به تدریس مشغول شد. عطاملک شخصاً سر درس برادرزاده حاضر می‌شد و بزرگان، فقها و روحانیان عالیقدر به وی تأسی می‌جستند.[۹] اگرچه خاندان جوینی خود از دیوان‌سالاران بنام ایرانی بودند، به نظر می‌رسد انتساب به خاندان عباسی در جلالت قدر این خاندان سهم بسزایی داشت.

 پی‌نوشت‌ها

 

[۱]ــ رشیدالدین فضل‌الله همدانی، جامع‌التواریخ، به کوشش بهمن کریمی، چ ۲، تهران: اقبال، ۱۳۶۲، ج ۲، ص۷۱۵

 [۲]ــ علاءالدین عطاملک جوینی، تاریخ جهانگشا، تصحیح محمد قزوینی، (ترجمه حال مصنف)، چ ۳، تهران: دنیای کتاب، ۱۳۸۲، ج ۱، صص ۴۵ ــ ۴۳

 [۳]ــ دیوید مورگان، مغول‌ها، ترجمۀ عباس مخبر، چ ۲، تهران: نشر مرکز، ۱۳۸۰، ۲۲

 [۴]ــ رشیدالدین، فضل‌الله همدانی، همان، ج ۲، صص ۷۳۵ ــ ۷۳۴

 [۵]ــ علاءالدین عطاملک جوینی، همان، ج ۱، صص ۴۸ ــ ۴۷

 [۶]ــ همان، ص ۸۲

[۷]ــ کمال‌الدین ابن الفضل عبدالرزاق ابن‌الفوطی، الحوادث الجامعه، ترجمۀ عبدالحمید آیتی، تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگی، ۱۳۸۱، صص ۲۴۶ ــ ۲۴۵

 [۸]ــ همان، صص ۲۲۰ و ۱۹۴

 [۹]ــ همان، صص ۲۲۴ ــ ۲۲۳

 

ادامه دارد..

زمانه » مهر و آبان 1387 - شماره 73 و 74 »

محمد عارف نیا



ارسال در تاریخ جمعه 1391/03/19 توسط حامد محمدی

ابزار وبلاگ

قالب وبلاگ